تعداد کسانی که از سه سال اول زندگی خاطراتی به یادشان باشد زیاد نیستند. به نظر می‌آید که انسان به خاطر ناتوانی در بیان و ضعف زبان گفتاری، توانايی به یاد آوردن خاطرات خود را  قبل از دوران شروع صحبت کردن نخواهد داشت. وقتی کودک در حدود یک سال و نیم تا دو سالگي شروع به صحبت می‌کند خاطرات گذشته خود را به تدریج فراموش می‌کند و آن مواردی را که در بزرگسالی به یاد می‌آورد مربوط به دوران بعد از یادگیری زبان خواهد بود.


دلیل دیگری که باعث می‌شود کودک خاطراتی از دوران یک تا دو سالگی خود نداشته باشد، ناتوانی او در شناخت خودش است. وقتی بعد از دوسالگی کودک شناخت مشخص‌تر و روشن‌تری نسبت به خود پیدا کرد این امکان برای او به وجود خواهد آمد تا حافظه خود را سازمان‌دهی کند.ر یک تحقیق دانشگاهی به کمک یک گروه متخصص حافظه، دو گروه کودک بین یک سال تا سه سال مورد بررسی قرار گرفتند. آنها را به دو گروه تقسیم كرده. به یک گروه از کودکان از نظر زبانی کمک ‌شد ولی به گروه دیگر هیچ کمکی ارائه نشد. نتایج این تحقیق نشان داد که آن گروه از کودکانی که از نظر زبانی در حین تحقیق مورد کمک و پشتیبانی قرار گرفته‌اند، خاطرات بیشتری را در مقایسه با گروه دیگر که کمکی دریافت نکرده بودند به یاد ‌آوردند. دلیل دیگری که باعث می‌شود کودک خاطراتی از دوران یک تا دو سالگی خود نداشته باشد، ناتوانی او در شناخت خودش است. وقتی بعد از دوسالگی کودک شناخت مشخص‌تر و روشن‌تری نسبت به خود پیدا کرد این امکان برای او به وجود خواهد آمد تا حافظه خود را سازمان‌دهی کند.


به یاد آوردن خاطرات در دوران کودکی بین افراد بسیار متفاوت می‌باشد. شاید گروهی باشند که حتی یک تصویر نامشخصی از دوران حدود یک سالگی خود را هم داشته باشند اما اکثریت متعلق  به گروهی هستند که  خاطرات بسیار کمی از دوران قبل از شش سالگی خود دارند. البته نه همه ولی بیشتر این خاطرات، خیلی با واقعیت نزدیک نیست بلکه آنها بیشتر تحت تاثیر شنیده‌ها، عکس‌ها و گفته‌هايی است که در ساختن خاطرات دوران کودکی ما نقش تعیین‌کننده داشته‌اند.


در روان‌شناسی کلاسیک گفته می‌شود که کودک تا قبل از یک سال و نیم و یا دوسالگی نمی‌تواند خاطره‌ای را به حافظه بسپارد. اما امروزه پژوهش‌ها نشان می‌دهند که کودک بسیار زودتر از این دوران توانايی به خاطر سپردن حوادث را دارد ولی آنها را بعد از مدت کوتاهی به فراموشی می‌سپارد.


در تحقیقاتی که در آمریکا برای بررسی چگونگی حافظه نوزادان انجام شده است نشان می‌دهد که نوزاد توانايی به خاطر سپردن حوادث تک رفتاری را دارد. موضوع اینجاست که تا چه مدت می‌تواند این حوادث را حافظه به طور فعال نگه دارد. در این تحقیق نوزادان سه ماهه و شش ماهه را روی تخت می‌خواباندند به طوری که بالای سر آنها یک اسباب‌بازی آویزان است. کودک مورد آزمایش با دیدن آن اسباب‌بازی بعد از مدتی چند بار دست و پاهایش را تکان می‌دهد. سپس به مچ دست آنها سیمی را می‌بندند که با حرکت دست نوزاد آن اسباب‌بازی هم به حرکت درمی‌آید در نتیجه هر چه نوزاد بیشتر دست و پایش را تکان دهد به همان اندازه هم آن اسباب‌بازی بیشتر حرکت می‌کند. بعد از یک هفته دوباره همان آزمایش را بر روی نوزاد  تکرار كردند آن وقت کودک به محض دیدن اسباب‌بازی به سرعت شروع به حرکت دادن دست و پایش كرد. زمانی که همین آزمایش بر روی نوزادان شش ماهه انجام شد، نتیجه به دست آمده نشان داد که تفاوت همین سه ماه بسیار تعجب‌برانگیز بوده به طوری که کودکان شش ماهه بعد از دو هفته اسباب‌بازی‌ها را به خاطر می‌آورند.


در آزمایش دیگري كه بر روی نوزاد شش ماهه انجام شد، کودک نشان داد که توانايی کمی برای تشخیص اطرافیان دارد. مثلا بیرون آوردن زبان کودک به فردی که چندین بار بر روی صورت او خم شده است، نشان‌دهنده این است که  نوزاد فرد را از دیگری تشخیص می‌دهد اما اینکه آیا این واکنش معمولی و بی‌هدف از طرف او می‌باشد، هنوز مشخص نشده است.

کودکی که والدینش به هر دلیلی از هم جدا هستند مثلا اگر پدر در ماموریت است و هر شب به خانه نمی‌آید و  یا چند ماهی در خانه نیست اگر مادر با کودکش مرتب صحبت کند و عکس‌هايی از پدر را به او نشان دهد موقع روبرو شدن مجدد کودک با پدرش او آمادگی بسیار بیشتری برای شناخت مجدد پدر دارد و می‌تواند روابط خود را با او مثل زمانی که هر شب به خانه ‌آمده، سازمان‌دهی کند و خاطرات بیشتری را از حضور پدر به خاطر بسپارد.


هدف از این پژوهش‌ها مشخص کردن این موضوع است که آیا کودکان حافظه بلندمدت دارند؟ در صورت آگاهی از این مهم والدین می‌توانند بسیار زودتر صحبت کردن را با نوزادان خود شروع کنند. در یک تحقیق دیگر نشان داده شده است که فرزندان افرادی که دارای تحصیلات دانشگاهی هستند در بزرگسالی تسلط بیشتری بر زبان مادری و توانايی یادگیری بهتری را در زبان‌های دیگر دارند چرا که والدین آنها بیشتر با آنها صحبت می‌کنند (البته اگر چنین کنند).


در ادامه یک گروه کودک در سنین شش، نه و چهارده ماهگی مورد آزمایش‌های ساده تک واکنشی قرار گرفتند. همین کودکان در 4 سالگی هم مجددا مورد بررسی‌ها و تست‌های شناختی قرار گرفتند و نتایج این تحقیقات نشان داد که کودکانی که در آزمایش‌های اولیه در به خاطر آوردن حوادث اطرافشان نمره بهتری گرفته‌اند در چهارسالگی هم از نظر شناختی نمره بالاتری دریافت کرده‌اند.


طبق تئوری‌های قدیمی، موجود انسانی خاطرات کودکی خود را به یاد نمی‌آ ورد اگر چه این تئوری درست است اما یکی از علت‌های اینکه کودک این خاطرات را به سختی به بخش آگاه حافظه خود می‌آورد، این است که نه تنها آنها را به فراموشی سپرده است بلکه به علت ناتوانی در بیان خاطرات خود و عدم تسلط به زبان گفتاری‌اش قادر به بيان خواسته‌هايش نيست.


تولد انسان از نظر روانی نوعی فاجعه برای هر فردی محسوب می‌شود. در این حادثه کودک دچارآسیب‌های جدی روانی و بعضا فیزیکی خواهد شد. تا به حال دیده نشده که کسی خاطرات تولد خودش را به طور آگاهانه و روشن به یاد داشته باشد.


خلاصه کلام اينكه طبق تحقیقات انجام شده همه ما ممکن است بتوانیم کم و بیش خاطرات و حوادث دوران کودکی‌امان را تا مدت کوتاهی در بخش آگاه حافظه خود زنده نگه داریم، ولی بعدا آن را فراموش می‌کنیم. دلیل اصلی اینکه چرا ما امروزه نمی‌توانیم خاطرات آن حوادث را  به یاد بیاوریم همان ناتوانی در تسلط به زبان گفتاری در دوران نوزادی ماست. چرا که در دوران کودکی نمی‌توانستیم در مورد حوادث اطرافمان صحبت کنیم و به همین خاطر اکثر مردم خاطراتی را به یاد می‌آوردند که مربوط به دوران بعد از یادگیری زبانشان می‌باشد.