واپس راني- دفاعي است در برابر تهديد دروني (فرد احساس هاي خصمانه ي خود را نسبت به يك فرد محبوب از ياد مي برد)

       دليل تراشي- آدمي رفتار وكردار خود را به انگيزه هاي جامعه پسند و يا منطقي منسوب مي كند تا چنين به نظر آيد كه واقعاً درست و معقول رفتار كرده است. (چون مرا زود بيدار نكردند، دير رسيدم)

       واكنش وارونه- مردم گاهي اوقات انگيزه ي معيّني را با زياده روي در گرويدن به يك انگيزه ي متضاد، از خودشان پنهان مي كنند. (مادري كه  به خاطر دوست نداشتن فرزندش، احساس گناه مي كند و زياده از حدّ به او محبّت مي نمايد)

       فرافكني- ويژگي هاي نا خوشايند را در شكل اغراق آميزي به ديگران نسبت مي دهيم تا به وجود آن ها در خودمان، اعتراف نكنيم. (چون اطرافيان من آدم هاي ظالم و نامهرباني هستند، رفتار خشن نسبت به آن ها از خود بروز مي دهم)

       فلسفه بافي- كوششي است براي كم كردن روابط عاطفي از يك موقعيّت تهديد كننده از راه رو در رويي انتزاعي و فكري با آن. (مثل يك پزشك كه هر روز با افراد زيادي از مردم، ارتباط دارد و نمي تواند با همه ي افراد رابطه ي عاطفي عميق داشته باشد و هم كارش را درست انجام دهد)

       جا به جا سازي- خشمي كه نمي تواند نسبت به خاستگاه ناكامي ابراز شود، به سوي يك هدف سهل الوصول يا كم خطر هدايت مي شود. (مورد بي احترامي دبير قرار گرفتن و كتاب درسي را در منزل پرت كردن)

    منبع: اتكينسون، ريتا  ل- اتكينسون، ريچارد  س- هيلگارد، ارنست  ر- زمينه ي روان شناسي، جلد اوّل، ترجمه ي زير نظر دكتر محمّد نقي براهني،  انتشارات رشد، بهار 1367

 

  تهيّه و تنظيم: مينو نوبخت- دبير روان شناسي- شهرستان بهشهر